صبح است و من هنوز دیشب را خواب ندیده ام

انگار چشمهایم در نیمه مردگی یک وسوسه باز مانده است

به نظر صبح می آید

اما هنوز بغض دیشب آسمان که آوار شد روی سر زمین فرو داده نشده

بگذار خورشید هزار سال نوری مرده خوابی را که دیشب نیدیدم امروز توی آسمان ببیند

و برای عطشی که دیگر ندارم آبی بیاورد

هنوز در آسمان خوابی برای دیدن هست

ستاره ها را ژریشان نکن

آنها دارند خوابی را که من ندیده ام باز بینی می کنند

خورشید