برای اولین بار صحنه سنگسار را در فیلم بادبادکباز دیدم، منزجر شدم، دیالوگ بازیگران فیلم نشان میداد که این زن و مرد به جرم رابطه نامشروع با هم، سنگسار میشوند. دلخراش بود نه منزجر کننده واژه بهتری است. در تحلیلهای خودم از وضعیت افغانستان هزار دلیل آوردم که کارشان به چنین جایی رسیده است اما بعد از آن صحنه، بارها و بارها دیدن عکسها و تصاویر صحنههای سنگسار که بیشتر مربوط به زنان بود برایم تکرار شد. مدتی بعد گزارش مفصلی خواندم از محکومین به سنگسار در ایران و نظرات کارشناسان داخلی و خارجی!
یادم هست در گفتگو با یکی از محکومین زن، او گفته بود مرا دار بزنند، تیر باران کنند، راضی هستم اما این خیلی وحشتناک است که کسی با سنگ تو را بزند تا بمیری.حالا هم ماجرای سنگسار بانویی ایرانی نقل محافل حقوق بشر شده است و آخرین خبرها حاکی است که حتی پاپ ژان پل دوم هم برای نجات این زن وارد کار زار شده. چند روز پیش هم تحلیلی شنیدم که برایم بسیار جالب بود، تحلیلگر که روزنامهنگار کهنهکاری است میگفت همانگونه که سال گذشته "ندا آقا سلطان" تبدیل به نماد مبارزه و آزادی در ایران شد این روزها در خارج از ایران خانم آشتیانی نیز نماد عشق ممنوعه در ایران شده است او به گزارشهای متعدد به ویژه گزارش گاردین اشاره کرد و عکسی را نشان داد که خانم آشتیانی را کنار بچههای یک پیش دبستانی نشان میداد.
یادم هست بچه که بودم، خیلی کوچک، جنگ بود و در همان زمان سنگساری در زنجان اتفاق افتاد یکی از شاهدان عینی این مطالب را برای مادر و پدرم تعریف میکرد و آنها گوشهای کودکانه مرا از یاد برده بودند که تیز شده بود؛ زن موقع سنگسار خودش را از خاک بیرون میکشد دوباره دفنش میکنند ولی بار دوم دیگر نمی تواند و میمیرد این شاهد همانجا از حال رفته بود و حرفهایش مدتها شب هنگام مرا از خواب میپراند...
و دوباره یادم هست استادی سر یکی از درسهای دانشگاه میگفت معدل فرهنگ بشری برعکس تمام گفتهها، بالاتر از گذشته است حالا دیگر آدمها را به اسب نمیبندند که چهار شقه شوند، یا سرشان را در سوراج دیواری فرو نمیکنند که اسبی پاهایشان را بکشد و سرشان کنده شود...
پ.ن: تصور کن اگر قرار بود همین مجازات به صورت مساوی برای مردانی نیز که به همسرانشان خیانت کردهاند اجرا میشد...