امروز با عزم راسخ امدم که پستی بنویسم جانانه، کلی سوژه داشتم که پشت سر هم ردیف کرده بودم: اولی تفهیم اتهام محاربه بود به شیوا نظر آهاری، چند کلمه که نوشتم واماندم از نوشتن چرا که یاد سوژه بعدی افتادم، لایحه حمایت (فشار) برخانواده و ازدواج مجدد و هزار حرف و حدیث دیگر در این رابطه، سومی سریال‌های تلویزیونی ماه مبارک رمضان بود که ترجیح می‌دادم خانواده‌مان دست جمعی سریال سفر دیگر ببینیم و....

راستش را بخواهید آخرش، توان نوشتنم را از دست دادم چرا که ندانستم باید بر این مصائب گریه کنم یا بخندم اصلا گیر کرده‌ام.