دکارت اعتقاد داره شک مقدمه یقینه! اما این بار من از خودم می پرسم یقین مقدمه چیه؟بعد این یقینقراره چه اتفاقی بیفته؟

فکر کردم و نتیجه گرفتم که یقین مقدمه ی فروپاشیه!وقتی به اعتقادت یقین پیدا کنی و از شک رها بشی, انگاری که نوزایی هم با اون شک می میره! اعتقاداتی که راکد بمونن باطلاق می شن و شک نکنین که این با خود آدم رو می بلعند حالا من واسه خودم یه جمله جدید دارم: "من شک می کنم، پس هستم!" البته این جمله هیچ ربطی به فلسفه وجودی دکارت نداره ها فردا نگین نگفتی!

پ.ن: یقین ما به رحمت خدا رفت

پ.ن 1: چن وقته به یقیناتون سر نزدین؟